لطف الله هنرفر

165

اصفهان ( فارسى )

اصفهان يك دل روشن ز چراغان شده است * پل ز آراستگى تخت سليمان شده است باده چون سيل ز هر چشمه روان گرديده است * كمر پل ز مى لعل بدخشان شده است از گل و شمع كه افروخته و ريخته است * كهكشان دگر از خاك نمايان شده است چون مه عيد كه گردد ز شفق چهره فروز * طاق‌ها از مى گلرنگ فروزان شده است عالم آب دو بالا شده از عشرت پل * شادى و عشرت ايام دوچندان شده است رنگ سيلاب طلايى شده از نور چراغ * چشمها مشرق خورشيد درخشان شده است مىدهد ياد سر پل ز خيابان بهشت * شمع و گل چهرهء حور است كه تابان شده است بادبانهاست پى كشتى دريا دل مى * سايبانها كه ز اطراف نمايان شده است شده چون قوس قزح هر خم طاقى رنگين * از تماشا پر و بال نگه الوان شده است زنده‌رود از كف مستانه كه بر لب دارد * جوى شيرى است كه در خلد خرامان شده است از رگ ابر هوا چنگ به دامان دارد * از گل سرخ زمين چهرهء مستان شده است گردشگاه چهارباغ - اصفهان در سال 1006 هجرى رسما به پايتختى شاه عباس اول انتخاب شده است و از اين سال به بعد ، فعاليت قابل ملاحظه‌اى براى ساختن قصرها و پل‌ها و مساجد تاريخى به منظور تزيين